index

Kartpostal

پروفسور دکتر اوکتای بانلی که در روز تولدش داستان زندگیش در دوران دانشجویی رو شرح داده بود، گفته بود که در اون دوران با فروش کارت پستال های امراه مخارج زندگی دانشجوییش رو تامین می کرده و به همین خاطر از امراه حلالیت خواسته بود.

ایشون وقتی داشته عکس های قدیمیش رو میدیده به چند تا از این کارت پستال ها برخورد کرده و در تویتر خودش نوشته بود: “اینها کارت پستال های امراه هستن. وقتی که در آنکارا دانشجوی پزشکی بودم این کارت پستال ها رو میفروختم و پول جمع می کردم. امروز روز تولدمه و میخوام از امراه تشکر کنم”.

اما در روز عید فطر امراه با این دکتر تماس گرفته و اون رو سورپرایز کرده. ایشون نوشتن که “آقای امراه یکم پیش با من تماس گرفته بود. خیلی خوشحال شدم. اولین کتاب آناتومی دانشگاهم رو با فروش اون کارت پستال ها خریده بودم. همیشه در خاطراتم و دعاهام خواهد بود. وقتی در سال 1984 دانشجوی پزشکی بودم، مردم برای تبریک عید از کارت پستال استفاده می کردن. جلوی اداره پست کارت پستال میفروختم و فهمیدم که کارت پستال های امراه از همه ی کارت پستال ها پرفروشتر هستن. من هم به استانبول رفتم و از چاپخونه کارت پستال های امراه رو خریدم. همه ی اون کارت ها رو در عرض سه روز فروختم و اندازه خرید کتاب آناتومی پول جمع کردم. اون کتاب گرونترین کتابمون بود. توی هر عیدی جلوی اون اداره پست کارت پستال امراه میفروختم.

وقتی عکس های قدیمی رو ورق میزدم، با دیدن این کارت پستال ها یاد اون دوران افتادم و با ارسال یک توییت خواستم از امراه تشکر کنم. بعد از اینکه  این پیام به دست امراه رسیده، از طریق دوستهای مشترک شماره من رو پیدا کرده و در روز عید فطر با من تماس گرفت.

بهم گفت “من کسی هستم که کارت پستال هاش رو میفروختید”. خیلی شوکه شدم. حدود نیم ساعت باهم صحبت کردیم. گفت “شما رو حلال می کنم. خیلی احساساتی شدم و این داستان رو برای مادرم، بچه هام و همسرم تعریف کردم. من رو به اون دوران بردید. اینکه این داستان رو تا الان فراموش نکردید و الان به اشتراک گذاشتید من رو تحت تاثیر قرار داد. وقتی به آنکارا بیام و یا شما به استانبول تشریف بیارید با هم دیدار خواهیم کرد. من رو خیلی خوشحال کردید و ازتون ممنونم”.

دکتر بانلی گفته از اینکه امراه با من تماس گرفت خیلی خوشحال شدم و امیدوارم اون رو از نزدیک ملاقات کنم.

بایگانی‌ها